1/10/1387
هدف از زندگي
هدف از زندگي: از لحظه تولد هر كدام از ما بدنبال يك هدف واحد هستيم پيشرفت به سوي كمال و سعادت و نيكي واگر در لحظه تولد هدفي غير از اين داشته باشيم اصلا به ما اجازه ورود به زندگي فيزيكي را نمي دهند. وغير از اين هم نمي تواند باشد.اما به مرور وقتي ما بزرگ مي شويم و رشد مي كنيم بعد فيزيكي اكثرا ما را درگير خود كرده و هدف اصلي را فراموش مي كنيم كه اصلا براي چه به دنيا آمده ايم.اكثرا دليل اين سوال را ندانسته و مشغول يك سيكل از زندگي بصورت تماما فيزيكي مي شويم بزرگ مي شويم،ازدواج مي كنيم،بچه دار مي شويم وپير و از پا افتاده مي شويم و مي ميريم.آيا اين سيكل به نظر شما سيكل كامل و بي نقصي است براي پي بردن به جواب اين سوال هميشه به فطرت خود رجوع كنيد چون فطرت انسان هميشه پاك و آگاه بوده و هست و هميشه فرق بين خوب وبد را تشخيص مي دهد. مطمئنا با رجوع به فطرت خود به اين نتيجه مي رسيد كه اين سيكل بسيار بسيار ناقص است چون انسان آفريده خداوند بزرگ اشرف مخلوقات با اين همه راز و اسرار وقابليت در بدن و ذهنش آيا فقط ماموريت دارد كه يك زندگي عادي وفيزيكي را سپري بكند،مطمئنا اين گونه نيست پس انسان از پا گذاشتن به كالبد فيزيكي هدف بسيار والاتر و بزرگتري دارد،حالا اين سوال براي همگان بوجود مي آيدكه پس هدف از اين زندگي فيزيكي چيست؟ راز آفرينش طبقات در گذشته هاي بسيار دورقبل از اينكه طبقات بوجود بيايند؛تمامي روحها در يك جا ومكان با هم زندگي مي كردند و اختلافات بسيار زيادي بين آنها از نظر علم و آگاهي وجود داشت يعني بزرگترين علما و دانايان با ضعيف ترين روحها در يك جا ومكان زندگي مي كردند؛واين تضاد به هيچ وجه از بين نمي رفت و هميشه وجود داشت چون دانشمندان هر روز برمعلومات خود مي افزودندو روحهاي ضعيف به نسبت پيشرفت آنها پيشرفت بسيار كند و ضعيفي را دنبال مي كردند. وبعضي وقتها مشكلاتي هم بين آنها بوجود مي آمد چون روحهاي ضعيف ترراه وروش درست زندگي رانمي دانستند و از اين جهت مشكلاتي را براي علما و دانشمندان و روحهاي قويتر بوجود مي آوردند.براي از بين بردن اين تضاد و در واقع كمك به روحهاي جوان و ضعيف طبقات بوجود آمد.يعني خداوند طبقات را خلق كرد تا كمكي باشد براي روحهاي ضعيفتر و جوان تا بتوانند با رودررويي با مشكلات وتلاش و كوشش بيشتر بتوانند سريعتر از طبقه اصلي پيشرفت كنند.ولي چون خداوند عادل مطلق است براي اينكه تضادي بين سرعت پيشرفت در زندگي در طبقات پايين با زندگي در طبقه اصلي وجود نداشته باشد و عدالت به طور تمام و كمال اجرا گردد نيروهاي منفي را آفريد و آنان را به طبقات پايين فرستاد. تا روحهاي جوان آزاد و رها نباشند تا راحت پيشرفت بكنند و با مقابله با نيروهاي منفي بتوانند راه كمال را بيابند.اين چيزي است كه در طبقه اصلي وجود ندارد، مبارزه بانيروي منفي.وبدينگونه خداوند عدالت مطلق را بين روحها بوجود آورد.يعني انجام عملي مثبت در جايي كه نيروي منفي وجود دارد بسيار ارزشمندتر از جايي است كه نيروي منفي وجود ندارد